logo
مدیریت کسب و کار

چرا شرکت های بزرگ و موفق ناگهان شکست میخورند؟

چرا شرکت های بزرگ و موفق ناگهان شکست میخورند؟

هنگامی که شرکت های موفق با تغییرات بزرگی در کسب و کار خود مواجه میشوند و به خوبی آن را مدیریت نمیکنند و پاسخ درستی نمیدهند و از همه مهمتر قادر به دفاع از محصولات خود در برابر رقبا نیستند از استراتژی ها به موقع استفاده نمیکنند، فروش و سود آنها کاهش پیدا میکند در نهایت پا پس میکشند.

اما دلایل متعددی برای افزایش و پیچیدگی مشکلات جهان وجود دارد و در نهایت دلایل برای شکست کسب و کارها نیز در حال افزایش است.

شکست تجاری چیست؟

شکست کسب و کار اصطلاحی است که ما برای زمانی استفاده میکنیم که شرکت ها دیگر نمی توانند نیاز های مالی خود را برآورده کنند و مجبور به توقف آن میشوند. از نظر مالی کسب و کارها به دلیل مدیریت ضعیف جریان نقدی و گردش ناکافی سرمایه شکست میخورند.

انواع شکست کسب و کار

شکست ها در کسب و کار سه نوع هستند که با سه نوع آنها آشنا می شویم:

  1. شکست های قابل پیشگیری: شکست های قابل پیشگیری آنهایی هستند که ممکن است پیش بینی شده باشند، اما گاهی برخی از آنها پیش بینی نشده اند و این سخت ترین نوع شکست است. اغلب ناشی از ناتوانی یک استارتاپ است که پیش بینی درستی نداشته است. بعد از این نوع شکست ها بهتر است از نزدیکترین نقطه به همان شکست شروع به تکرار موفقیت ها کنید.
  2. شکست اجتناب پذیر: این شکست ها معمولا در شرایطی با پیچیدگی رخ میدهند. درسی که باید از این نوع شکست ها آموخت پیاده سازی سیستم هایی برای شناسایی شکست های کوچک ناشی از شرایط پیچیده و انجام اقدامات اصلاحی قبل از شکست شرکت است.
  3. شکست های هوشمند: این شکست ها به سرعت اتفاق می افتند. این شکست ها با آزمون و خطا همراه هستند. هنگامی که یک شرکت آزمایشاتی برای توسعه یک محصول انجام میدهد احتمال اتفاق افتادن بیشتر است.

دلایل شکست کسب و کارها

به نظر ما ناتوانی در انطباق دادن نیاز های مشتری و کسب و کار یک عامل اصلی برای کسب و کارهایی است که قبل از رسیدن یه سالگرد یک ساله، 5 ساله یا 10 ساله شکست میخورند. اما در حالت کلی خطرات زیادی وجود دارد که برای کسب و کارهای جوان پیش می آید. اینها خطراتی هستند که باید زود پیش بینی کنید و با زمان نسبت به آنها هوشیار باشید.

1- برنامه ریزی ضعیف

رسیدن به یک ایده کسب و کار عالی اولین قدم است زیرا یک ایده نمیتواند به جایی برسد مگر اینکه توسط یک برنامه جامع پشتیبانی شود. بهتر است نقاط ضعف و قدرت را شناسایی کنید و برنامه ریزی های 3 ماهه، یک ساله یا 3 ساله داشته باشید. همیشه در مسیر همه چیز را مورد بررسی قرار دهید تا مطمئن شوید در راه درستی در حال حرکت هستید. البته این نکته وجود دارد که همیشه چیزی رخ خواهد داد که برنامه های شما نیاز به بروزرسانی دارد. اما شما یک سند باید داشته باشید که در نظر داشته باشید چگونه از رقابت خارج نشوید، چگونه می خواهید به مشتریان خدمات ارائه دهید، چگونه می خواهید فرهنگ خود را بسازید و در نهایت چگونه می خواهید رشد کنید.

2- استخدام افراد اشتباه

شما فشار زیادی را برای ایجاد تیم و شروع کسب و کار تحمل می کنید اما عجله در این مرحله می تواند شانس شما را برای موفقیت بلند مدت از بین ببرد. بهتر است به دنبال افرادی باشید که به آنچه انجام میدهند اعتقاد دارند و پایبند هستند. در مراحل اولیه بودن افراد اشتباه در تیم میتواند روحیه افراد خوب را بگیرد و در نهایت سرعت پیشرفت را کاهش دهد.

3- عدم پرورش یک فرهنگ درست

همانطور که تیم خود را جمع آوری می کنید به دنبال فرهنگ مورد نیاز خود هم باشید. نظرات کارکنان را بپرسید و ایده های جدید را از تیم خود بگیرید. کسب و کارهایی که سود خود را بر مردم اولویت بندی می کنند یا دارای پویایی رهبران در مقابل کارکنان هستند اغلب کنار گذاشته میشوند. زیرا رسمیت آنها از دفتر خارج میشود.

4- دردهای در حال رشد

بسیاری از شرکت های از کار افتاده با یک فرهنگ قوی راه اندازی شده اند اما با گذشت زمان و افزایش آن را از دست داده اند. بدیهی است که هیچ راهی برای حفظ تمام سنت ها وفرهنگ تیم شما وجود ندارد. زیرا کارکنان رتبه های خود را افزایش میدهند. حتما به دنبال ورودی تیم خود باشید و بر اساس ایده های آنها عمل کنید. استخدام های جدید پیشنهادات جدید به دنبال خواهد داشت و اوضاع را بهبود خواهد بخشید.

5- عدم ایستادگی

حتی اگر ایده کسب و کار شما خیلی عالی باشد اما آن را به طور موثر به مخاطبان خود منتقل نکنید شکست خورده اید. با استفاده از تحقیقات بازار از طرح کسب و کار خود یک پیشنهاد منحصر به فرد برای محصول خود داشته باشید پیشنهادی که بیان میکند چه چیزی شما را از بقیه متفاوت میکند. هرچه بیشتر متفاوت و خاص باشید شانس موفقیت شما بیشتر خواهد بود.

6- عدم تمرکز بر الزامات

بسیاری از کسب و کارها چرا در سال اول شکست می خورند و عقب میکشند؟ به دلیل اینکه حواس پرتی از مواردی که باید واقعا به آن دقت کنند بیشتر است. به عنوان مثال اگر بسته بندی محصول شما مورد پسند مشتریان است نیازی نیست دیگر در راستای رشد آن قدم بردارید و تمرکز را بر روی آن بگذارید. در عوض بهتر است که راه هایی برای کارآمد کردن محصول خود را امتحان کنید. هنگامی که کسب و کار شما متمرکز می شود بهتر می توانید پیشنهاد فروش منحصر به فرد خود را ارائه دهید.

7- عدم کنترل هزینه ها

راه اندازی کسب و کار قطعا هزینه هایی دارد که گران است و رشد این کسب و کار شامل یک مجموعه ی کامل از هزینه ها و خواسته های مالی است. عدم کنترل و در نظر نگرفتن این هزینه ها موقعیت ها را از دست میدهید.

8- حاشیه سود ناکافی

این امکان وجود دارد که درآمد قابل توجهی به دست آورید و هنوز هم خود را در معرض خطر قرار دهید. یکی از عواملی که بسیاری از کسب و کارها با آن مواجه میشوند فرایند های ناکارآمد و استراتژی های قیمت گذاری ضعیف است که منجر به سود کم میشود. کسب و کار شما ارزش متمایزی را برای مشتریان فراهم میکند پس شما باید با تنظیم قیمت هایی که این واقعیت را منعکس میکنند احساس اعتماد به نفس داشته باشید.

مطلب پیشنهادی:

تله هایی که استارت آپ ها با آن درگیر هستند

 چگونه بر این شکست ها غلبه کنیم؟

گرفتن حس ناامیدی و تبدیل آن به فرصتی برای رشد آسان نیست. با این حال، تمایل به یادگیری و تسلیم نشدن از ویژگی های افراد موفق در کسب و کار است. بنابراین ببینیم چه کارهایی میتوانیم انجام دهیم تا متمرکز بمانیم و بر شکست ها غلبه کنیم:

1- ایجاد طرح احتمالی

یک طرح احتمالی از کسب و کار یک جزء ضروری برای برنامه ریزی استراتژی هر نهاد است. قطعا شما نمی خواهید به یک بیماری مبتلا شوید یا کسب و کار خود را از دست دهید اما زندگی در جریان است و اگر کورکورانه حرکت کنید ممکن است به این اتفاقات برسید. با رعایت کردن یک سری اصول کلی و در نظر گرفتن آنها میتوانید از بروز مشکلات جلوگیری کنید. برای مثال:

  1. تست هایی را برای تعیین اینکه آیا برنامه  و ایده ی شما کار می کند انجام دهید.
  2. با گذشت زمان احتمالات خود را اصلاح کنید و مطمئن شوید که با شرایط سازگار است.
  3. با یک شرکت IT قابل اعتماد همکاری کنید تا داده های شما را امن و قابل بازیابی کنند.
  4. اگر کسب و کار بزرگی دارید بهتر است که یک شخص را در این مورد برای تعیین طرح های احتمالی استخدام کنید.
  5. لیست گزینه های اعتباری خود را مانند یک وام کسب و کار داشته باشید.

2- بر روی مشتریان تمرکز کنید

اگر قادر به ایجاد سرنخ ها و به دست آوردن مشتریان جدید نیستید بر روی مشتریانی که دارید تمرکز کنید. اگر یک مربی ورزشی تمام بازیکنان خود را از دست میدهد و فقط یک بازیکن دارد بهتر است تمام منابع، انرژی و مهارت های خود را صرف همان یک نفر کند. هنگامی که نمیتوانید یک جریان درآمد جدید را جذب کنید باید قدرت مشتریان فعلی خود را مهار کنید و آنها را نگه دارید. حالا این میتواند با تخفیف گذاری، محصولات جدید، بازاریابی ایمیل، تمرکز بر مشتریان وفادار و… باشد.

3- استخدام یک مشاور کسب و کار

یکی از دلایل شکست کارفرمایان این است که سرسخت هستند. آنها تمام توان و سرمایه خود را در کارشان قرار داده اند و حالا سخت است که از کسی بشنوند تمام کارهایی که انجام داده اند اشتباه بوده و ایراد داشته است. اینکه آیا شما چند سال است که کارآفرین بوده اید یا به تازگی کسب و کاری را شروع کرده اید در هر صورت استخدام یک مشاور کسب و کار میتواند یکی از بهترین تصمیمات شما باشد. از آنجا که یک مشاور کسب و کار یک کارآفرین موفق و با استعداد برای دنیای شرکت ها و بازار است شما میتوانید مغز خود را در مورد اینکه چگونه میتوانید به موفقیت برسید آماده کنید.

4- تصمیم گیری عاطفی

تصمیم گیری بر اساس احساسات از دلایل شکست کسب و کارها است. ممکن است خیلی از این تصمیمات گفتنشان آسانتر از انجام آنها باشد. در لحظه ی خشم و عصبانیت یا غم و اندوه بهتر است از گرفتن تصمیمات جلوگیری کنید. برای چند لحظه به خود فرصت دهید تا به حالت نرمالتر برسید و تصمیم بهتری بگیرید. فضا را ترک کنید، به پیاده روی بروید و یا نفس عمیق بکشید.

5- احاطه با افراد مناسب

 اگر شما خود را با افرادی احاطه کنید که اشتباهی هستند افرادی که عبوس، تنبل، نادان می بینید که پس از مدتی به آنها شبیه شده اید. تصور کنید در شرکت خود فردی را دارید که از برای هر کاری شانه بالا می اندازد و به همه چیز "نه" میگوید. این رفتار سمی میتواند به طور قابل توجهی بر عملکرد کسب  و کار شما تاثیر بگذارد. قطعا شما میخواهید استعداد های برتر را در تیم خود داشته باشید و میخواهید حلقه ی کاری شما دلگرم کننده و خوش بین باشد.

6- خارج شدن از منطقه ی خود

کارآفرینی با ریسک کردن رابطه مستقیم دارد. اگر نمی توانید پس توانایی خود اشتغالی را هم نخواهید داشت در نتیجه باید برای شخص دیگری کار کنید. اگر شما شرایط این را دارید که یک ریسک با وزن پایین را انجام دهید پس چرا که نه؟ برای اداره ی یک شرکت موفق باید گاهی اوقات از منطقه ی امن خود خارج شوید. در سال های آینده شما یک مخزن از تجربه و دانش هستید که میتوانید زمانی که به آنها نیاز دارید استفاده کنید.

نمونه هایی از شکست شرکت ها

  • یک شرکت به اسم compaq یکی از مهمترین ارائه دهندگان رایانه های شخصی در گذشته بود. این شرکت ورشکسته شد زیرا نمی توانست تغییرات بازار را به طور دقیق پیش بینی کند و با پیشرفت تکنولوژی همراه شود.
  •    آتاری پیشگام بازی های ویدئویی خانگی و رایانه های خانگی بود. دیدگاه آنها نسبت به بازی به عنوان یک صنعت ناقص بود.
  • یک شرکت ژاپنی که قبلا یک غول فناوری بود اکنون برای زنده ماندن تلاش میکند. اینترنت در حال رشد  توشیبا را کشت. مردم کامپیوترهای رقیب خود را با قیمت های پایین تر خریداری میکردند. در سال 2016 توشیبا اعلام کرد که ساخت رایانه های شخصی را برای مصرف کنندگان اروپایی متوقف خواهد کرد.

جمع بندی

همه میخواهند در اولین تلاش چیزی کامل باشند در حالی که این چنین نیست. همه نمیدانند در روز اول چه کاری انجام دهند، همه نمیدانند چه چیزی دقیقا در انتظارشان است. همه این موارد با آزمون و خطا و تصمیمات سنجیده رفع میشود. در نهایت باید ببینید آیا انعطاف و صبر را برای ماندن در دنیای خشن کسب و کار دارید؟ در بین این همه درد و رنج و سختی چه چیزی یاد گرفته اید؟ این سوالی است که در پایان هر روز کاری باید از خودتان بپرسید تا مطمئن شوید که آماده ورود به مرحله بعدی هستید.

مطلب پیشنهادی:

راهکار های کاهش تاثیر تورم بر کسب و کار